Close

جنگ بر سر قدرت در تاریخ ایران

0
از 0 رای
جنگ بر سر قدرت در تاریخ ایران
  • 0
  • 18

منابع محدود و میل سیری‌ناپذیر انسان به کسب قدرت بیشتر، آب، زمین، غذا و ثروت بیشتر، زمینه‌ساز جنگ‌های خونینی در طول تاریخ بشر بوده است. این نبردها در تاریخ ایران نیز، پرتکرار و با خونریزی‌های بی‌شمار همراه بود. نبردهایی تاریخ‌ساز که سلاطین ایران را خلع و نصب، قدرت‌ها را دست به‌دست و مرزها را جابه‌جا کرده‌اند.

جنگ عیلام و آشور (نبرد اولای)

یکی از این جنگ‌های پرآشوب و تکاندهنده که برای سالها سرنوشت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی ایران را دستخوش التهابات پرفراز و فرودی کرد، جنگ بین قوم سلحشور و تسلیم‌ناپذیر عیلامیان و قوم خونریز و بی‌رحم آشوریان با رهبری آشوربانیتپال خشمگین بود.

جنگجویان دلیر عیلام

رود کرخه در استان خوزستان در 2700 سال پیش از این، شاهد نبردی خونین میان عیلامیان ایران و آشوریان بین‌النهرین بوده است.

سپاهیان شاه عیلام «تمتی هومبان این شوشینانک»، در کنار این رودخانه با سپاه پادشاه آشور «آشور بانیپال» رو در رو شدند.

 آشوربانیپال کسی که سپاهیان هیچ سرزمینی، توان مقابله با سپاه را نداشت. او خلاف رسم زمانه خود به میدان جنگ نمی‌رفت، بلکه بر اریکه قدرت خود تکیه می‌زد و فرماندهان را به جنگ می‌فرستاد. هرچند کمتر شاهی جسارت هماوردی با او را به خود می‌داد اما این واهمه را پشت سر گذاشت و سپاهیانش را برای مصادف شدن با آشوربانیپال به آرایش درآورد.

عیلام

آشوربانیپال کیست؟

عیلامیان ایران، قدرت بی‌چون و چرای منطقه بودند. اما در غرب حکمرانی آنها قومی رو به قدرت گرفتن بود که قوم آشور نا داشت. آشوریان در کنار ساحل رود دجله و جنوب موصل زندگی می‌کردند و از آنجا که سرزمین حاصلخیزی نداشتند، به دست اندازی به زمین‌های اطراف رو آوردند. خشونت در این قوم به‌شکلی بود که برای رضایت ایزد آشور، سر دشمنان را می‌بریدند و این عمل را مقدس می‌خواندند. آشور بانیپال، پادشاهی است که در 688 میلادی به قدرت رسیدند. نام او به معنای «ایزد آشور خالق پسرش است» از آن رو بود که او خود را وارث ایزد آشور می‌دانست.

آشوربانیپال

آشوربانیپال با فرستادن سپاهیانش به ممفیس در نزدیکی پایتخت مصر، پادشاه آنجا را شکست بدهد. هرچند جنبشی ملی برای مقابله با آشوربانیپال در مصر به راه افتاد و سه سال بعد، سرکرده شورشیان در تبس تاج برسر گذاشت. آشوریان در پاسخ به این شورش، باری دیگر به ای شهر لشگر کشیدند، تبس را با خاک یکسان کردند و پادشاه شورشیان را به زمین کوفتند.

آشوربانیپال ارتباط نزدیکی با شاهان شمال سرزمین خود برقرار کرده و با پذیرش خراج، آنها را متحد و دست نشانده خود کرد تا در برابر قدرت‌های مرزی دیگر، هم‌پیمانان مطمئنی داشته باشد.

آشوربانیپال

آشور بانیپال با اتحاد سکاها توانست مادهای تازه به قدرت رسیده را نیز سرکوب کند. خونریزی و بی‌رحمی سپاهیان پانیپال، آنها را بر هر قوم و سرزمینی مسلط کرده بود، به‌غیر از دلاوران عیلام.

در شوش چه می‌گذرد

17سال پرآشوب در شوش با سلطنت و سقوط 4 پادشاه همراه بود. پادشاهانی که در داخل مرزها دوام نمی‌آوردند، مدام به سرزمین‌های اطراف چنگ‌اندازی می‌کردند.

اورتکی یکی از این پادشاهان و شهریار شوش که رابطه خوبی با آشوربانیپال برقرار کرده بود در سه سال قحطی سال‌های 666 تا 669 غلات اهدایی از سوی بانیپال را پذیرفت.

آشوربانیپال

بانیپال حتی به پناهندگان عیلامی که از خشکسالی به او پناه آورده بودند، امان و امکان کار و کشت محصول داد. اما به ناگاه، پادشاه شوش، برآن می‌شود به بابل یعنی بخشی از قلمروی آشوریان یورش ببرد؛ و در این بین، از نفرت عمومی مردم از آشوریان بهره برد تا آنها را علیه حکومت بابل متحد کند. اما بانیپال به‌ محض دریافت خبر این شورش، سپاه خود را به منطقه فرستاد که با شکست سنگین و خونین عیلامیان و مرگ اورتکی در سال 663 به پایان رسید.

هومبان شاه پرشور عیلام

پس از مرگ پادشاه پیشین عیلام، «تمتی هومبان این شوشیناک» بر تخت پادشاهی می‌نشیند؛ پادشاهی که نقطه عطفی در تاریخ عیلامیان خلق می‌کند. نظم و قدرت باری دیگر در رگ‌های شوش به جریان درمی‌آید آنچنان که آشوربانیپال را وحشت می‌اندازد و او را در کتیبه خود به «صورت مجسم شیطانی» ملقب می‌کند.

هومبان

تمتی هومبان که جانشین عموی خود شده بود پس از به قدرت رسیدن فرزندان دو پادشاه عیلامی پیش از خود را به قتل رساند. بیش از 60 تن از عموزاده‌های او، از ترس هومبان به نینوا فرار کرده و به آشوربانیپال پناه آوردند. بدین ترتیب، جرقه اولین تناقضات بین عیلام جدید و بانیپال رقم خورد چرا که هومبان خواستار استرداد خاندان سلطنتی بود اما بانیپال از آنها حمایت می‎کرد. اما از آنجا هومبان به دنبال قدرت دادن به پایه‌های قدرتش در مرزهای داخلی و آشوربانیپال مشغول جنگ در سوریه و آسیای صغیر بودند، فرصتی برای رویارویی نداشتند. اما در اولین فراغت هومبان پس از شکست مخالفان ارستان و پارسیان، فرصت اندیشیدن به رویارویی با بانیپال در ذهن هومبان شکل می‌گیرد.

هومبان

رویارویی هومبان و بانیپال

اندیشیدن و تجهیز شدن برای رویارویی با بانیپال، 10 سال زمان برد. آنگونه که در کتیبه آشور بانیپال خوانده می‌شود:

روز 13 ماه جولای سال 653 ق.م همزمان با شبی که ماه خسوف کرد، هومبان دچار یک حمله می‌شود: «در آن زمان بلایی بر تمتی هومبان نازل شد. لب‌هایش فلج شد و دو چشمش به هم پیچیدند و در وسط جمع شدند». این توصیفات نشانه صرع است که البته مانع از حمله انتقام‌جویانه بانیپال نشد؛ همانطور که هومبان در کتیبه دیگری گفته است: «از پای نخواهم نشست تا اینکه بیایم و با او (آشوربانیپال) بجنگم».

بانیپال

هومبان در آگوست سال 653 ق.م به قصد تصرف نینوا لشگرکشی می‌کند. سپاه آشوربانیپال که در اربیل به‌سر می‌برد به دستور شاه‌شان به نینوا خوانده می‌شوند.

دو سپاه در کنار رودخانه «اولای» (کرخه امروز) با یکدیگر برخورد می‌کنند. جنگ سختی به راه می‌افتد که زمین را به‌خون و آسمان را به خاک می‌نشاند. هومبان که توان جنگ را در سپاهیان خود نمی‌بیند دستور عقب‌نشینی را صادر می‌کند، اما از خیال تجدید قوا و جنگ دوباره فارغ نمی‌شود.

هومبان

سرانجام هومبان

نقش برجسته نینوا، به دستور آشوربانیپال تراشیده شده است. او شوش را با زیگوراتش در میان دو شاخه رود اولای به تصویر کشیده است. در سمت چپ این کتیبه، یک عیلامی مرده و یک ترکش کمان شناور بر آب است. بر بلندای برج، حاکمان عیلامی که در ترس فرورفته‌اند، شکست خود را به نظاره ایستاده‌اند.

در این کتیبه که با نگاه پیروزمندانه آشوربانیپال به تصویر کشیده شده، مرگی غمگین را برای هومبان به نمایش می‌گذارد.

شاه عیلامی که شکست خود را مسجل می‌بیند با ارابه شاهی به همراه پسر خود به نخلستانی پناه می‌برد. با آنکه هردو زخمی هستند اما از پا نمی‌ایستند و با کمان به تعقیب کنندگان پرتعداد آشوری خود تیراندازی می‌کنند. مقاومت شورانگیز این دو راه به جایی نمی‌برد و درنهایت فرزند هومبان در حلقه محاصره کنندگان خود، با ضربه سنگین گرزی به زمین می‌افتد. هومبان خسته و زخمی و پسر از دست داده، به‌تنهایی با سربازان آشوری مقابله می‌کند و درنهایت به ضرب پیکانی نیمه جان بر زمین می‌افتد.

سرباز آشوری به او نزدیک شده و سر آخرین پادشاه قدرتمند عیلام را از تن جدا و برای آشوربانیپال می‌فرستد. در کتیبه او اینچنین آمده است: «سر تمتی هومبان، شاه عیلام را جنگویان من با شتاب آوردند و آن را مقابل دروازه آشور در نینوا جلوی چرخ های من انداختند، با دشنه، پی های صورت او را بریدم و بر آن تُف انداختم».

هومبان

شور آشور از این پیروزی

آشوربانیپال با شادی این پیروزی، در یکی از اتاق های کاخ «سناخریب» در نینوا، نقش برجسته ای از این فتح را به یادگار می‌گذارد. بانیپال دو پیک هومبان که برای استرداد پناهندگان به نزد او فرستاده بود و او آنها را این 10 سال زندانی افکنده بود را فراخوانده و سر پادشاه شان را به آنها نشان داد. یکی از دو پیک، از فرط غم و اندوه، ریش خود را کند و دیگری دشنه‌ای آهنین بر تن خود فرو کرد و مرد.

علت شکست عیلام در نقش برجسته آشور

آنچه از نقش برجسته به‌جامانده از جنگ عیلام و آشور برمی‌آید، دلیل شکست عیلامیان از آشوریان در جنگ اولای، بیش از هرچیز به تجهیزات جنگی آنها برمی‌گردد.

آشور

در این نقش برجسته، عیلامیان تنها با کمان دیده می‌شوند اما سپاه مسلح آشوری، کمان، نیزه‌های بلند، کلاهخود و زره و پیراهن‌های زره‌ای تیغ‌دار به تن دارند. ارابه‌های جنگی آشوریان و ابزار جنگی‌شان نیز چشمگیر هستند. اما عیلامیان حتی لباس رزم نیز برتن ندارند بلکه با پیراهن‌های آستین کوتاه، پابرهنه و بدون هیچ زرهی تصویر شده‌اند.

درنتیجه می‌توان سواره نظام بسیار مسلح آشوری را دلیل اصلی پیروزی بر عیلامیان پابرهنه دانست.

مطالب مرتبط

نظرات کاربران (0 نظر)

× در حال پاسخ به:

اولین نفری که نظر می دهد شما باشید