آداب و رسوم فراموش شده چهارشنبه سوری

0
آگهی لست سکند - جایگاه K - دسکتاپ - مرجع قیمت
از تهدید درخت تا فالگوش شب چهارشنبه سرخ
12 تیر 1401 09:16
0

چهارشنبه سوری، از غروب تا ساعات پایانی آخرین سه شنبه سال است. جشن آخرین چهارشنبه سال که ایرانی ها برای آن مراسم متعددی برگزار می‌کردند. هر چند چند سالی است این جشن به عزا و گرفتاری برای از دست دادن اعضای بدن و یا فوت جوانانی شده که از فرهنگ برگزاری این جشن اطلاعی ندارند و آن را جایگزین اتفاقات بد کرده اند اما باید گفت جشن چهارشنبه سوری آئینی قدیمی بوده که آن را به زمان زرتشت نسبت می‌دهند. عده‌ای می‌گویند که چهارشنبه سوری در واقع به معنی چهارشنبه سرخ است چون سور معنی سرخی می‌دهد. اما به هر معنا و مفهومی که باشد از گذشته‌های دور این روز را جشن می گرفته اند.

در این جشن، بعد از غروب آفتاب، تقریباً در میان همه اقوام کشور آتشی برپا می شده با ارتفاع کمی که افراد بتوانند از روی آن بپرند. روی آتش نیز به نشانه دوری بلا و چشم زخم و خوشبختی افراد، اسپند می‌ریختند و با گفتن جمله‌ای که نشان از شادی برای فرد و انتقال بلا از وجود او به آتش باشد، از آتش گذر می‌کردند به نحوی که کسی آسیب نبیند. بعد از آن هم معمولاً در وعده شام، غذایی مخصوص یا شیرینی‌ها و نان‌های مخصوص تهیه کرده و می‌خوردند.

یکی دیگر از تنقلات مخصوص این شب، آجیل مشکل گشا یا چند مغز بوده که در این شب افراد خانواده دور یکدیگر جمع شده و آن شب را با داستان گویی ها به پایان می‌رساندند. به نوعی مانند شب چره با این تفاوت که قبل از آن آتشی بر پا شده و محنت و زردی خود را به آتش سپرده و سرخی آن را با پریدن از روی آتش گرفته بودند.

در این میان برخی از روستاها و محلات در استانهای مختلف، آئین‌های جذابی دارند که در این گزارش به معرفی برخی از آن آئین‌ها می‌پردازیم. رسومی که ممکن است برخی از آنها دیگر اجرا نشود اما همچنان در حافظه افراد وجود دارد یا در فهرست میراث ناملموس کشور به ثبت رسیده اند.

دایره‌های درخشان آتش

یکی از این آئین‌ها «شاربازی» یا پرتاب شال های آتشین به آسمان است. این رسم در میان برخی از روستاهای استان اردبیل رایج بود. جوانان روستا در غروب سه شنبه آخر سال تعداد زیادی «شار» را در تاریکی آسمان می‌گرداندند. گلوله‌های آتش به اطراف پخش و سریع خاموش می‌شد اما گرداندن توپ آتشین در فضای تاریک شب، جلوه زیبایی داشت که مردم روستا را در کنار هم برای دیدن آن جمع می‌کرد.

مشابه این رسم در برخی از مناطق شهر تبریز و در روستاها هنوز پابرجاست و مانند هر شهر و دیار دیگری مردم در آن شب غذایی که بیشتر دوست داشته اند را می‌خورند.

رشته پلوی تهرانی‌ها

برخی از افراد هم بر این باور هستند که شب چهارشنبه سوری باید غذای مخصوصی خورد مثل تهرانی‌ها که رشته پلو می‌خوردند و هنوز هم خیلی از تهرانی‌های قدیم این غذا را با باور باز شدن رشته‌های کور زندگی تهیه می کنند.

در هر حال شب چهارشنبه سوری آمادگی و یا استقبال از نوروز و فصل بهار بوده است پس باید قبل از نوروز یک جشن استقبال برگزار می شده است. به همین دلیل در بسیاری از شهرها و روستاها این روز، جزو ایام خاص قبل از تحویل سال نو بوده است.

شال اندازی از بام خانه

با ورود تکنولوژی برگزاری جشن‌ها رنگ باخته است. مانند شال اندازی در این شب. البته آذری زبان‌ها هنوز در نگهداشتن برخی از رسوم خود محکم مانده اند و این رسم در برخی از مناطق روستایی انجام می‌شود اما شاید به صورت نمادین. به این ترتیب که پسر جوان شالی برداشته و آن را از سوراخ بالای بام خانه‌ای می‌اندازد و صاحبخانه نیز متناسب با آنچه که داشته، آجیل و شیرینی یا تخم مرغ داخل آن گره می‌زند. جوان هم شال را بالا کشیده و دعای خیر می‌کند.

در برخی از اوقات، خواستگار این شال را از خانه دختر می‌اندازد و اگر خانواده عروس، موافق وصلت باشند، دست بافته ای یا هدیه‌ای از سوی عروس به شال می‌بندند و رضایتشان را اینگونه اعلام می کنند.

حرفهای درگوشی و فالگوش ایستادن

فالگوش ایستادن در خیلی از شهرهای ایران رایج بوده است این رسم هم یکی از رسوم شب چهارشنبه سوری است. دختران جوان فالگوش می‌ایستادند و اولین جملاتی که می‌شنیدند را تعبیر می‌کردند.

صدای قاشق و قابلمه

قاشق زنی هم تقریباً متداول بوده است. به این صورت که افراد با پوشاندن صورت خود، قابلمه یا کاسه‌ای به دست می‌گرفتند و با قاشق روی آن زده و شعر می‌خواندند. صاحبان خانه‌ها نیز کاسه آنها را پر از آجیل می‌کرد. این رسم هم به نوعی مانند شال اندازی اردبیلی هاست با این تفاوت که دختران یا پسران جوان در کوچه‌ها درب خانه‌ها را می‌زدند و تنقلات یا شیرینی عید می‌گرفتند.

قمی‌ها هم از آنجا که شب‌های چهارشنبه در مسجد جمکران جمع می‌شوند، در شب چهارشنبه سوری نیز به مسجد جمکران می‌روند.

تهدید درخت!

گیلانی‌ها هم یک رسم جالب دارند. در این روز تبر به دست می‌گیرند تا درختی که بار نمی‌دهد را قطع کنند اما پای درخت که می رسند با وساطت یک نفر، دست از کار می کشند این اقدام با آوازخوانی همراه است و امید داشته اند که با این کار سال آینده درخت بارور شود.

آنها در روز دختران مجرد خانه را نیز با جارو بیرون می‌زنند با این باور که سال بعد بختش باز شود. همچنین در شب چهارشنبه سوری، اگر گلاب داشته باشند به صورت می‌ریزند، شمعی روشن می کنند و شیرینی می‌خورند.

آب استخر سعدیه

در شیراز برای گشودن بخت دختران در شب چهارشنبه سوری به آرامگاه سعدیه می‌رفتند و از آب استخر آن روی دختران می‌ریختند. زنان نیز با ریختن این آب به روی خود، معتقد بودند که مهرشان در دل شوهر بیشتر می‌شود. در این شب زنان برای برآورده شدن حاجاتشان زیر منبر مسجد جامع شهر دعا می‌خواندند و حلوا و آش می‌پختند.

خیلی از این مراسم اکنون یا برگزار نمی‌شوند یا حفظ آنها محدود به توضیحی در قالب پرونده ثبتی میراث ناملموس شده است. در بهترین حالت اگر جشنواره‌ای یا کنفرانسی در این باره برگزار شود، توضیحی درباره این مراسم داده خواهد شد.

چون اکنون چهارشنبه سوری که ایرانی ها از آن به عنوان جشن یاد می‌کردند این روزها به دردسری برای خانواده‌ها تبدیل شده است شاید چون فرهنگ قدیمی این روز از یاد خیلی از افراد رفته است. چه بهتر بود مردم به خصوص جوانان و نوجوانان با برپایی چنین جشن‌هایی و احیای این آداب و رسوم سرگرم می‌شدند نه با ترقه زدن و نارنجک پرت کردن!